به سال 1200، است. منشور مربوط به ايجاد دانشگاه نيست، بلكه دربارهٴ شناسايي و رسميت بخشيدن به آن است. نخستين مقررات دانشگاهي و شناسايي پاپ از 1208 ـ 1209 است؛ سازمان اداري آن در 1231، تكميل شد؛ و البته شكايت از وسعت تشكيلات آن تا حدي به گوش ميرسيد.
مونپليه
اين دانشگاه مانند تركيبي از دانشگاههاي سالرنو و بولونيا بود، چون مونپليه در وهلهٴ اول، بهصورت مدرسهٴ طب و همچنين مدرسهٴ حقوق رشد كرد. اولي كه شايد به قدمت سالرنو بود، در زمان سن برنار اعتباري يافت؛ دومي از شعبههاي مدرسهٴ بولونيا بهشمار ميرفت. پطروس پياچنزايي مطالعهٴ حقوق رومي را از سال 1160، به مونپليه بود. او در 1192، در مونپليه درگذشت.
نخستين مقررات مدرسهٴ طب به سال 1220، مربوط است؛ تشكيلات آن در 1240، تكميل شد؛ ودر 1289، با صدور فرماني از جانب پاپ بهرسميت شناخته شد. در آن زمان، مونپليه تقريباً بهصورت يك مدرسهٴ عمومي درآمد. پس از سپريشدن دوران شكوه سالرنو تا اندك زماني، مونپليه مهمترين مدرسهٴ پزشكي بود.
اين مدرسه تا حدي مخلوق يهوديان بود، وگفته ميشود كه ابتدا در آن آموزش به زبان عربي و عبري صورت ميگرفت؛ بههر صورت در سدهٴ دوازدهم، لاتيني زباني بود كه به كار ميرفت.
پس از سدهٴ سيزدهم، يهوديان رانده شدند، يا در معرض مزاحمت قرار گرفتند.
آكسفورد
زمان پيدايش دانشگاه آكسفورد هم معلوم نيست. هنگامي كه در 1167، دانشجويان انگليسي از پاريس فراخوانده شدند، بسياريشان در آكسفورد اقامت گزيدند. در 1180، تعداد زيادي از فضلا در آنجا گرد آمده بودند. در پايان سده، مدرسهٴ آكسفورد از دانشگاهههاي قديميتر پاريس يا بولونيا كمتر سازمانيافته بود؛ با اين همه، بايستي داراي وسعتي بوده باشد، چون چند سال بعد، يعني در 1209، توانست با تقسيم خودش دانشگاه كيمبريج را هم بهوجود آورد. قديميترين سند رسمي مربوط به آكسفورد صدور فرمان نمايندگي پاپ در 1214، است.
مدرسهٴ نظاميهٴ بغداد، كه نام خود را از بنيانگذارش نظامالملك وزير البارسلان سلجوقي (پادشاه از 1063 تا1072)، يافته بود؛ بهعقيدهٴ ريبرا سرمشق همهٴ كالجهاي بعدي در شرق و غرب بود، ولي به هيچروي قديميترين مدرسهٴ اسلامي بهشمار نميرفت. با قبول اين كه كالجهاي اسلامي از نوع دانشگاهي مقدم بر كالجهاي مسيحي بود، و هر چند به طور غيرمستقيم